الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

250

الغدير ( فارسي )

برگرديد به « موطأ » از مالك ج 1 ص 335 و « سنن بيهقى » ج 1 ص 235 و « بداية المجتهد » ج 2 ص 344 و « الاستيعاب » ج 2 ص 400 و « الاصابة » ج 2 ص 402 - كه مىنويسد : به سخن ميانجيان اين گزارش پشتگرم بايد بود - « كنز العمال » ج 6 ص 6 كه گزارش را از زبان مالك و سعيد پسر منصور و عبد الرزاق و دارقطنى و بيهقى آورده است امينى گويد : به شگفت نمىآئى كه اين مرد ، آئين وابسته به بهرهء مادر مادر و مادر پدر از مرده ريگ نواده را نمىدانسته و تا كسى از انصاريان يا از تيرهء حارثه به خرده گيرى او برخاسته شتابزده از برداشت نخستين دست كشيده و با آنكه بر بنياد اين خرده گيرى بايد مادر مادر از مرده ريگ بىبهره گردد آن را ميان هر دو بخش كرده و آنگاه فقه خوانان آمده‌اند و اين را دستافزارى براى فرمانهاى خويش گردانيده‌اند و شالودهء اين فرمان از گزارش مغيره گرفته شده كه تنها ويژهء يك مادر بزرگ است . بنگر و بيانديش . آمديم بر سر سخن آن انصارى كه جانشين پيامبر را از داورى خود به دور ساخت كه آن هم نه در نامهء خداوند دست افزارى داشته و نه در آئين نامهء پيامبر ، بلكه با هر دو ناسازگار بوده و تنها با گفتار آن سراينده هماهنگى داشته كه : « فرزندان ما فرزندان پسران مايند ولى فرزندان دختران ما فرزندان مردان بيگانه‌اند » كه - با دست آويز اين سروده - آمده‌اند و مرزهاى دستور خداى برتر از پندار را هر چه تنگتر كرده‌اند زيرا خداوند مىگويد « خداوند دربارهء فرزندانتان شما را سفارش مىكند كه پسران دو برابر دختران از آنچه پس از مرگ مىگذاريد بهره برند » ( 1 ) ولى اين دسته مىگويند زادگان آدمى تنها كسانى - اند كه از پشت پسرانش باشند - نه دختران - و بر آن رفته‌اند كه دستورهاى رسيده دربارهء زادگان - در زمينهء مرده ريگ و ديگر جاها - زادگان دختر آدمى را

--> ( 1 ) سورهء 4 آيهء 11